27 هفتگیت...
سلام به پسری، خوبی؟ دیشب خیلی دلمون گرفته بود. بابایی پیشنهاد داد شام و بریم مهمون بابایی. رفتیم بیرون و شام و گرفتیم توی یه پارک ، روی چمنهای نمدار نشستیم و خوردیم. هوا خیلی عالی بود.همش حواسم به بازیه بچه ها بود ، تو رو صدا می زدم که پسرم مراقب باش! پسرم الان میام باهات بازی! بابات هم کلی می خندید ... بعد هم رفتیم خونه ی عمه زینب...
امروز رفتی توی 27 هفتگیت ، مبارکه پسرم...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


27 هفتگیت...
